شعر ابوالقاسم کریمی با نام گرفتار عشق

گرفتارِ غمِ زندانِ عشقم

زمستان است و من عریانِ عشقم

زمستان است و من در مسلخِ دل

کنارِ جویِ خون مِهمانِ عشقم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار