شعر ابوالقاسم کریمی با نام اجبار

زمین در کاسه ای از خون گرفتار

بشر در پنجه ی بی رحم اجبار

ورق های کتاب سرخ تاریخ

نگین خوش تراش دستِ تکرار

بیشتر بخوانید
شعر ابوالقاسم کریمی با نام گرفتار عشق

گرفتارِ غمِ زندانِ عشقم

زمستان است و من عریانِ عشقم

زمستان است و من در مسلخِ دل

کنارِ جویِ خون مِهمانِ عشقم

بیشتر بخوانید
رفتن به نوارابزار